موسیقی عربی ، بیوگرافی خوانندگان جهان
امروز ترانه ای از هیفا را می گذارم که صباح خواننده پیشکسوت با هیفا در کنسرتی خوانده است من که خوشم اومد شما هم ببنید و نظر بدهید دیدن کنسرت ع البساطه هیفا و صباح ع البساطه بساطه یا عینی ع البساطه ساده بگیر عزیزم ساده بگیر قدش مش استحیل اعیش جنبک یا بو دراویش محال نیست کنارت زندگی کنم ای صاحب فقر تردینی خبزه و و زیتون و تعشینی بطاطه نهار به من نون و زیتون (نون و پنیر خودمون قلبی عم یحلم بالرجال طفران و درویش الحال قلبم آرزوی مردی را دارد که بی چیز و فقیر است یعیشنی بعوده زغیره ما فیها غیر حصیره با یک چوب کوچک زندگی را بگذراند و در زندگیمان چیزی جز حصیری نداشته باشیم ما بدی الفراطه و مال خلی الغیری فراطه زیاده روی و مال نمی خواهم زیاده روی را برای غیر من بگذار بدی لقمه شهیه آکلها بشی بریه لقمه ای سیر کننده میخواهم که بخورم انا و حبیب الاحلام بغینت شمس نروح نام و من و عزیز رویاهایم در سایه آفتاب می رویم می خوابیم نومه حلوه و هنیه لو کان فرشه ما بقاطه خوابی زیبا و خوش اگر فرشی باشد رو اندازی نمی خواهد خیلی کنسرت زیبایی است حتما ببینید آنلاین است ولی یک بار دیدید بار دیگر بودن لود می آید (تا وقتی temp را پاک نکنید) در ضمن یک دوست نظرت راجع به کلیب قبلی چی بود؟ امیدوارم همانطور که خواستی به کعبه امالت تبدیل بشه ولی هر روز دوتا من تنهایی نمی تونم سلام یک دوست من با پشنهاد شما موافقم و سعی میکنم هر دو روز براتون یک کلیب بگذارم ولی مخالفم که دارین حدشیتی ترانه خوبی ندارد کلیب جدیدش ارتحلک قلبی خیلی خیلی خوبه اگر کلیبش را ندید حتما ببینید داستان کلیب تالاری است به نام عشق و درود است که در آن اشیاء قدیمی و هنری بسیاری است اسم تالار به خاطر یک گوی یخی است که زنی خود را در آن گوی دو هزار سال پیش حبس کرده است که با مردی که دوستش ندارد ازدواج نکند و تا الان منتظر مردی است که قلبش را اسیر کند(آن زن دارین حدشیتی است و تا اینجای کلیب را راهنمای موزه تعریف می کند) و مردی در گوی نگاه می کند و دارین چشمش را باز می کند.(عاشق هم می شوند) آن مرد جایی پنهان میشود تا همه بروند بعد کنار گوی می آید و دارین برایش شعر می خواند می خواهد گوی را بردارد که مامورین او را می بینند و دستگیرش می کنند ... ترانه :ارتحلك قلبي خواننده : دارین حدشیتی آلبوم : ارتحلک قلبی شاعر : الياس ناصر من می خواهم قلب تو باشم ... و می خواهم عمرتو باشم .. عزیزم به من قول بده غیر از من برای کسی نباشی ارتحلك قلبي و لو ترتحلي بعيش العمر جنون جنون قلبم به سویت سفر کرد و اگر تو هم به سویم سفر کنی یک عمر عاشق دیوانه وار زندگی می کنیم کمکم کن و بگو دلتنگم شدی مانند بچه کوچکی کنارت می مانم نگاه تو چقدر گرفتارم می کند در آن زیباترین چشمان را خواب می بینم به من وعده مهربانی بده و به من آرامش بده و ای زندگیم همه آنچه پیش از من بوده است را فراموش کن نام خواننده : امل حجازي اسئلني البياع الورد بعد بحبك بعد شو بدي اول همان طور كه اخبار اين روزها حكايت از حمليه وحشيانه نيروهاي اسرائيلي به جنوب لب خبر ها حاكي است لطيفه مي خواهد براي اجراي نمايش ( حكم العريان ) در لبنان براي مدت طولاني مي ماند و همچنين لطيفه از دوستاران شعر و آهنگ سازان درخواست كمك براي آهنگي كه آرامش را براي مردم ملت لبنان برساند در كمترين وقت خواست . از آنهايي كه آلبوم جديد لطيفه را مي خواهند مي خواهد كه كمي وقت براي اين آلبوم به لطيفه بدهند . خواننده : نوال زغبي يا ما قالو ما یقولوا (ولی نگفتد)
) و شام سیب زمینی می دهی
مهران جان شما لطف داری ولی این اسم سایت در عکس ها بی نظیر بود
بیچاره این همه زحمت کشیده حالا این دفعه بی اسم می گذارم تا قدرش را بدانی و من به جای شما ازش تشکر می کنم. متشکرم مهران جان.!
آهنگ ساز : طارق أبو جوده
انا قلبك بدي كون .. و عمرك بدي كون .. وعدني يا حبيبي لغيري ما تكون
سعدني و قللي عم تشتقلي حدك طفلة صغيرة بكون
النظرة منك شو بتلبقلي بحلم فيها بأحلى عيون
غازلني و لا تحمل تقلي و حياتك حبك رح صون
پیشم بیا و دوریم را تحمل نکن به جان تو عشقت را حفظ می کنم
وعدني بالحنان و عطيني الأمان و نسيني يا عمري كل اللي قبلي كان




( گل فروش از من پرسید آیا هنوز دوستت دارد چه می خواهم بگویم)
جاوبتو بياع الورد بعد قلبي عل ورد هوي مشغول
( به گل فروش جواب دادم هنوز قلبم پيش گل است و فكرم مشغوله )
اسئلني البياع الورد بعد بحبك بعد شو بدي اول
( گل فروش از من پرسید آیا هنوز دوستت دارد چه می خواهم بگویم)
جاوبتو بياع الورد بعد قلبي عل ورد هوي مشغول
( به گل فروش جواب دادم هنوز قلبم پيش گل است و فكرم مشغوله )
ودعني و راح سافر لا لا ما راه سافر
( با من خداحافظي كرد و رفت سفر نه نه نرفت سفر )
ودعني و راح سافر لا لا ما راه سافر
( با من خداحافظي كرد و رفت سفر نه نه نرفت سفر )
بكره بيرجع اكتر اكتر يقدملي اورود علاطول
( فردا بر مي گرده خيلي برايم گل مياره برای همیشه )
اسئلني البياع الورد بعد بحبك بعد شو بدي اول
( گل فروش از من پرسید آیا هنوز دوستت دارد چه می خواهم بگویم)
جاوبتو بياع الورد بعد قلبي عل ورد هوي مشغول
( به گل فروش جواب دادم هنوز قلبم پيش گل است و فكرم مشغوله )
ودعني و راح سافر لا لا ما راه سافر
( با من خداحافظي كرد و رفت سفر نه نه نرفت سفر )
بكره بيرجع اكتر اكتر يقدملي اورود علاطول
( فردا بر مي گرده خيلي برايم گل مياره برای هميشه )
ندهني بعز اليل دخلك خبرني يا ليل كيف بدي نام
( در نیمه شب صدایم کرد خواهش مي كنم اي شب خبرم بده چطور مي تونم بخوابم )
همسلي من تاني ميل راجع يغنيلي يا ليل وهني الايام
( دوباره با من نجوی کرد می خواهد برگردد و برايم بخواند آآی و روزهایم را خوش کند)
نان مي كند امروز اين خواننده تونسي ( لطيفه ) در حالي كه قصد شركت در نمايش خواننده قديمي فيروز ( صح النوم ) را داشت در مسير فرودگاه قاهره با شنيدن انفجار فرودگاه بيروت و لغو كليه پروازها بيروت از تصميم خود منصرف شد .


( حرفهای زیادی زدند)
حبينه كده و هوينه كده
(که اينجور دوست شديم و اينجور عاشق شدیم)
و مالينا الدنيا غرام في غرام
(و تمام دنیا را پر كرديم زندگي را از عشق در عشق )
بيعيدو ويزيدو
(تكرارش ميكنه و زيادش ميكنه)
دا اللی انا حسه و اللی انا عايشه في الحب يا ناس و لا في الاحلام
( و منم که حسش می کنم و ای مردم منم که در عشق زندگی می کنم نه در خوابها! )
قرب من قلبی العشانه
( نزديك شد به قلبم كه مال اوست )
يا ماغنا و غنا
( آنقدر خواند و خواند )
هو بيحلم به لقاك يا حبيبي
( که او خواب تو را مي بينه اي عشق من )
و لسه بيتمناک
( و تا به حال آرزويت را داره )
قرب من قلبی العشانه
( نزديك شد به قلبم كه مال اوست )
يا ماغنا و غنا
( آنقدر خواند و خواند )
هو بيحلم به لقاك يا حبيبي
( که او خواب تو را مي بينه اي عشق من )
و لسه بيتمناک
( و تا به حال آرزويت را داره )
روحي انا و عمري انا
( وجود منه زندگي منه )
انا دایبه فی حبك وهواك
( من در عشقت آب شدم و تو را ميخوام )
وانت انا آه يا انا
( تو وجود منی آه بر من)
انا منك و هوايا هواك
( من از تو هستم و چيزي كه تو مي خواهي من هم مي خواهم )
علي داری يا حبيبي
( عزیزم بر در خانه ام )
بستنا كده و في قلبي كده اشواق تملا الدنيا بحلها
( بسیار منتظر می مانم و در قلبم دلتنگی های بسیاری است که تمام دنیا را به خاطر حلش پر می کند)
وديني بلاقيني
( مرا با خودت ببر که ببینی )
الشوق دوب فيی و عذب والحيره تفضل علي حالها
( دلتنگی مرا آب کرد و عذابم می دهد و این در ماندگی به حال خوش می ماند... )


