موسیقی عربی ، بیوگرافی خوانندگان جهان
هر آدمی که زندگی می کنه دارای یک رویا یک زندگی نامه و یا یک رمان هست. مال یکی حزن آور ویکی پرنشاط ویکی زندگی تاریکی داره. هر انسانی از تاریکی می آد وبه تاریکی می ره. شما توان تعقیب سالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی من رو می تونید پیدا کنید. مادرم فاءقه آریک و پدرم چرکزبازنجیر در یک بیمارستان دولتی در بینگل با هم آشنا میشن وازدواج می کنن.مادرم از شوهر قبلی خودش دارای سه فرزند و از دیگر شوهرش صاحب یازده فرزند شد که اونها رو تا حد جدایی پیش برد. مادرم من رو چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به دیار بکر کوچ کرد.چهارمین و آخرین بچهء خودش رو به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد. امراه در سال 1971 در شهرستان دياربكر به دنيا آمد . در 1.5سالگی پس از فقدان پدرش توسط مادرش در مدرسه ابتدايی شهرستان گولمان ثبت نام كرد.در مدرسه موسيقی صدای او به سرعت توسط استادش كشف شد. در همين اثنا اولين كاست اماتوری خود را تهيه كرد به طوری كه پس از پايان دوره متوسطه در شهرستان دياربكر تعداد 4 كاست و ويديو از خود بجا گذاشت. اين كاست و ويديوها در دياربكر توجه زيادی به خود جلب كرد. در اين حين از دنيای موسيقی آماتور به موسيقی حرفه ای راه پيدا كرد.امراه كوچك در سال1984 اولين كاست حرفه ای خود ( agam agam & Gülum) را در استانبول ارائه داد.در سال 1985 آلبوم معروف خود( yarali ) كه بسيار مورد توجه قرار گرفت را تهيه كرد. در سالهای 1986 و 1987 آلبوم ( böynu bükuklar) و ( ayrilamam ) را با ركورد فوق العاده به بازار عرضه كرد. در سال 1990 شروع به تكثير آلبوم های كلاسيك خود كرد.امراه تا كنون در طول 20 سال مجموعا" 18 البوم موسيقی بی نظير از خود بجا گذاشته است. همزمان با ارائه آلبومهای خود از ماراتن كنسرت در داخل و خارج از كشور نيز جا نماند. طوری كه كنسرتهای او تماما" پر از تماشاچی بود.( و هست). در سال 1994 برای اولين بار در تركيه يك هنرمند ترك توانست استاديوم 50000 نفری را پر كند. خواننده امراه علاوه بر كنسرتهای داخلی در بسياری از كشورهای جهان از جمله آلمان -آمريكا -استراليا -آذربايجان -بلژيك -هلند - يونان- يوگسلاوی - دانمارك - قرقيزستان و... كنسرت های زيادی اجرا كرد. در سال 2001 در فستيوال (( ستاره های عصر )) جايزه گرفت. در اين فستيوال ازسوی ديگر كشورهای جهان هم به عنوان ستاره موسیقی جايزه دريافت كرد.امراه علاوه بر كار موسيقی به كار بازيگری هم پرداخت به طوريكه 20 فيلم و 3 سريال و در مجموع 43 قسمت بازی كرد.فيلمهايش در سينما ها و سريالهايش در بسياری از تلويزيون های داخلی به نمايش در آمد.در سال 1997 با فروش کلیپ معروف خو د ( بيزيم جوكلار)(Bizim Çocuklar) (بچه های ما) آن را وقف بچه های سرطانی كرد. آخرین آلبوم خواننده محبوب در دهم ماه Temmuz سال 2004 برابر بیست و یکم تیر خودمون با نام Kusursuzsun به بازار آمد.
ابرو گوندش 12 اکتبر 1974 در استانبول به دنيا اومد .ابرو به عنوان یک فروشنده در یک فروشگاه لباس کار میکرد تو همون سالها چند تا از مشتریها که صدای ابرو رو شنیده بودن فهميدن که صدای ابرو قشنگه و اون رو به Neshe Demirket) شرکت موزيک ) بردن . و خواستن صدای اون رو به عنوان يک صدای خوب و زيبا به همه اعلام کنن . اون شرکت چون اون زمان هنوز تشکيل نشده بود برای اينکه صدای ابرو رو ضبطش کنن ابرو رو به دست آقای Selchul Teki و یکی از مشتری ها سپردن . و ابرو هم با اين 2 آدم معروف موزيک اون زمان همکاری کرد قبل از اينکه ابرو آلبومی بده بیرون و معروف بشه برای اينکه بتونه رو صحنه خوب کار کنه و به صحنه عادت کنه به نزد خانم امل سایین رفت و پیش اون کار کرد . خواننده زيبا در مدّت زمان کوتاهی برای اينکه آلبوم بده بيرون شروع به کار کرد . سال 1993 آلبوم اوّلش به نام Tanri Misafiri )مسافر الهی) در دنيای موزيک محشری به پا کرد صاحبان شرکت موزيکی که ابرو اونجا بود با اين آلبوم ميليونها پول در آوردن که ابرو با اين آلبومش چند تا جايزه گرفت سال 1994 در کانال Keral به عنوان بهترين خواننده زن تا 3 سال جايزه رو گرفت. ابرو بلافاصله بد از اوّلين آلبومش دوّمين آلبومش رو به نام Tatli Bela )عشق شيرين) شروع به ساختن کرد و بعد از چند وقت که آماده شد اون رو پخش کرد خواننده جوان تو اين آلبوم آهنگهای رمانتيک خوند. آلبومه سوّمش سال 1995 به اسم Ben Daha Buyumedim )من هنوز بزرگ نشدم) پخش شد تو اين آلبوم آهنگهای Firtinalar )طوفانها) و Chok Mu Gordunuz )آيا شادابی را برای من زياد دانستی (عصیان ميکنه اين آلبومه ابرو سرآغاز دوستی ابرو با سردار اورتاچ بود.چهارمين آلبومش به اسم Kurtlar Sufrasi ) سفره گرگها) بيرون اومد در اين ميان پيشنهاد بازيگری به ابرو ميشد و اون تو سريالهایی که اسم آلبومش رو داشتن به عنوان نقش اوّل بازی ميکرد. بد از 2 سال فاصله ساله 1998 آلبومه Sen Allahin Bir Lutfusun (تو لطفی از جانب خداوند هستی) به همکاريه ........ به بازار موزيک مياد آهنگ 12 در اين آلبوم به طرز و روش خوده ابرو بوده . ابرو سال 2000 با 1 آلبوم خيلی جديدی ظاهر شد به اسم Don Ne Olur (برگرد چی ميشه ؟). توی استوديو وقتی داشت ميخوند جلويه فيلمبردارا خونريزی مغزی ميکنه و به زمین میوفته بد از اينکه مدّتی در بيمارستان بود يک مدّته طولانی استراحت کرد و مجبور شد از طرفداراش دور بمونه. طرفداراش برای اينکه نسبت به ابرو ابراز علاقه کنن با خريدن آلبوم Don Ne Olur اون سال بالاترين رکرده خريد آلبوم در ترکیه رو رقم زدن . توی اين آلبوم که کارگردان اون آقای تاريک آقانسی بود آهنگهایی از آهنگسازانه جوانه اون سال بود آهنگه Hata )خطا) که مال Sezen Aksu بود در اين آلبوم جای گرفته بود توی اين آلبوم 1 سورپريز هم بود که آهنگ Deli Deli )مجنون مجنون ) بود که آهنگه بچه ها بود بعد از يک استراحت طولانی شبه 11 مارس 2000 در مرکز Bestenci کنسرتی اجرا کرد که پول اين کنسرت رو به بيمارستان بخشيد <><><><><> . بعد از اون هم در سال 2001 آلبوم جدیدش رو به اسم Ahdim Olsun به بازار عرضه کرد که خیلی این آلبوم زیبا هست و به خاطر کلیپهای زیادی که این آلبوم داشت خیلیها رو به خودش جذب کرد . بعد از اون یک سال استراحت کرد و در پایان سال 2003 آلبوم جدید خودش رو به نام Şahane عرضه کرد که در این آلبوم حرفهای نگفته خودش رو گفته در این آلبوم آهنگی به نام Alev Alev هست که ابرو این آلبوم رو با این آهنگ تبلیغ کرد . بهترین آهنگ این آلبوم هم از نظر معنی آهنگ Ben Insan Değilim) من انسان نیستم؟ (هست . بعد از آلبوم شاهانه که بسیار زیبا بود در آخر سال 2004 هم آلبوم Bize de Bu Yakisir رو عرضه کرد که در ترکیه رتبه سوم رو به دست آورد .

دیاربکر:
به عبارتی دیگر دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقهء گسترده تمدن انسانیت با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین ضیاءگوکالپ ها وعلی امری ها- سلیمان نظیف ها و احمد عارف ها و سرزمین بلبل ترانه ها جلال. دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمین پر غرور.
در منطقهء عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعا" یک اتاق داشت به دنیا اومدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ، محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و منو مثل برادر تنی خود بزرگ کردند.من شوکت پدری رو از اونها دیدم چون اصلا" پدرم رو نمی شناختم. اولین بار پدرم رو یه دفعه در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضی تعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم رو تنها در اون زمان می تونستم ببینم. دوره ابتدایی رو در مدرسه ابتدایی سلیمان نظیف و دوره راهنمایی رو در مدرسه علی امری و دبیرستان رو در مدرسه جمهوریت دیار بکر خوندم.
شروع موسیقی:
پسر خاله ام آیخان باران در بین آقوام آدم دوست داشتنی ای هست و خیلی هم خوب ساز می زد. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعری رو که یاد گرفته بودم خوندم. آیخان تحت تاثیر صدام قرار گرفت.از اون روز به بعد آیخان کار مداوم رو با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت به تحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من رو میخواستند. تاثیر موسیقی روی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت.در ذهنم آواز خواندن در کنسرت ها رو پرورش می دادم. به سختی می تونستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد یا دکتر ویا یک هنرمند.در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرح شدن خودم رو آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس ( محمد تاریح) به گوش تهیه کننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای منو خیلی پسندید و منو به استانبول دعوت کرد.برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت روبه اون شهر کهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در در چنین کلان شهری چه کسی می دونه که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما از یک طرف ترس و وحشت هم داشتم.زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروع شد.
استانبول:
جایی که همسایه همسایه رو نمی شناسه ، آدم آدم رو نمی شناسه،این شهر استانبوله. چطور ساکنان استانبول به اونجا کوچ کردند و اومدند هم ترسناکه هم پر رمزو راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر من خیلی زیباست. چگونگی اون رو هیچکس به درستی نمی دونه. آلبوم اولم رو در سال 84 در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگه اومد 5 .سال تموم گذشته بود. در این مدت خونه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود.این هتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه البوم و هرچه زیبا شدن کارهام در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاه شرکت کنم. دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.
سالهای کنسرواتوری:
مکان اجرای موسیقی. اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کم بود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل این سیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانی شدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی که به هنر و هنرمند ارزش قایل میشن مسوول موسسه های آموزشی بشن.
بازگشت به موسیقی:
در سال92 با حلمی توپ اوقلو آشنا شدم که به من پیشنهاد یه البوم کرد. من با این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم نامی عالم بویسا کار حرفه ای خودم رو آغاز کردم.
ورود به صحنه:
در سال 94 در کازینوی چاکیل به همراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.
اولین سریال:
در سال94 برای استار تی وی سریال عالم بویسا رو در چند قسمت کار کردیم.
در سال 93 بود که مصمم شدم به:صلح،دوستی،برادری،ساخت اثری جهت محبت،با هم بودن ،دین،زبان،مذهب،یه دیدسیاسی جداگانه.
با عصر تکنولوژی همراه شدن.یک موزیسین تولید کننده و مدیروسازمان دهنده باشم.سرمایه گذاری برای موسیقی.نمونه کامل یک هنرمند بودن. دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم ساختن.با زنان به برنامه نیامدن.تصدیق اولین ها. (آماتور ها)به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قایل شدن. سالی که در استانبول بودم هر روزش جدا ، هر لحظه اش یک غم جداگانه و یک مجادله در سالهای مه آلود گذشته مقاطع رو گذروندم
وب سايت ماهسون : www.mahsunkirmizigul.com 



